با سلام  

این وبلاگ جهت یافتن دوست و از این قبیل کارها نوشته نمی شود .فقط جهت نشر آموخته های اینجانب در کلاس درس و ارائه به همکاران عزیز و معرفی کلاسهای چند پایه روستایی می باشد امید است با ارائه نظرات مفیدتان ما را یاری فرمائید .  

باتشکر حسین نصیری معلم چند پایه دبستان شیخ زرد - منطقه سیلوانا - شهرستان ارومیه - استان آذربایجان غربی 

golrozgolroz4.jpg



تاريخ : سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ | 16:35 | نویسنده : حسین نصیری |

سردار قاسم سلیمانی,زندگی نامه,عکس,فیلم,قاسم سلیمانی

قاسم سلیمانی در روستای قنات ملک در شهرستان رابر در استان کرمان به دنیا آمد.

عضویت در سپاه و جنگ ایران و عراق
وی پس از پیروزی انقلاب، درعین ادامه کار در سازمان آب کرمان، به عضویتِ مجموعهٔ «سپاه افتخاری»، که به وسیلهٔ پدرِ شهید قاضی تأسیس شده بود، درآمد.

سلیمانی بیان می‌کند که به محض بازگشت از مهاباد به ریاست پادگان قدس سپاه در کرمان منصوب می‌شود. با حمله عراق به ایران، سلیمانی چندین گردان از سپاهیان کرمان را آموزش می‌دهد و به جبهه‌های جنوب اعزام می‌کند و کمی بعد، خود در رأس یک گروهان به سوسنگرد اعزام می‌شود تا جلوی پیشروی عراق در جبههٔ مالکیه را بگیرد. سلیمانی در بیشتر عملیات عمدهٔ نظامی دوران جنگ با عراق شرکت کرد.

با پایان یافتن جنگ در ۱۳۶۷، لشکر ۴۱ ثارالله به فرماندهی سلیمانی به کرمان بازگشت و درگیر جنگ با اشراری شد که از مرزهای شرقی کشور هدایت می‌شدند.

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 14:7 | نویسنده : حسین نصیری |
روز مادر و روز زن تاریحچه های متفاوتی در کشورها و مناطق مختلف جهان دارد. ولی عامل مشترک در بین تمامی روزهای مادر در کشورهای مختلف یادبود یک زن مهم در تاریخ آن کشور است.

در ایران روز مادر تاریخ هجری شمسی ثابتی ندارد ولی بطور رسمی روز مادر و روز زن بیستم جمادی الثانی (هجری قمری) گفته میشود که سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) میباشد و هنطور که ذکر شد به علت قمری بودن هر ساله در تقویم شمسی ما در حال گردش است. امسال یعنی سال ۱۳۹۴ روز ۲۰ جمادی الثانی مصادف با ۲۱ فروردین است که پیشاپیش این روز عزیز را به تمامی مادران ، همسران و دختران عزیز ایرانی تبریک می گوییم.

10.jpg


انگلستان، نخستین کشوری بود که روز مادر را بوجود آورد. در برخی از کشورهای غربی ازجمله انگلستان دومین یکشنبه ماه مه هر سال روز مادر نام می‌گیرد. این فکر توسط خانمی بنام جولیا واردهو به آمریکا برده شد و اولین روز ماه ژوئن به عنوان روز مادر تعیین گردید.در سال ۱۹۲۴ کنگره آمریکا دومین روز ماه مه را به عنوان روز مادر تعیین نمود.در ژاپن، زادروز همسر وقت امپراطور به عنوان روز مادر گرامی شمرده می‌شود.

در ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ روز مادر بر پایه گاهشمار ایرانی ۲۵ آذر به مناسبت روز تولد مادر شاه که منجر بوجود روز تشکیل بنیاد مادر و کودک شده بود.

تاریخچه روز جهانی زن :

در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس‌دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دست‌مزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتک‌زدن زنان برهم خورد.
سال ۱۹۰۷ در دوره‌ای که مبارزات زنان برای تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج گرفته بود، به مناسبت پنجاه‌مین سال‌گشت تظاهرات نیویورک در هشتم مارس، زنان دست به تظاهرات زدند.
ایده انتخاب روزی از سال به‌عنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار «حق رای برای زنان» مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر سال در روز یک‌شنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا به مناسبت «روز زن» برگزار شود.

از این رو روز جهانی زنان هر ساله در ۸ مارس برگزار می‌شود. این روز، روز بزرگِ برپایی جشن‌هایی برای زنان در کل جهان است. بسته به مناطق مختلف، تمرکز جشن روی بزرگداشت، قدردانی، ارائهٔ عشق به زن و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان است.


برچسب‌ها: مناسبت ها

تاريخ : پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ | 0:36 | نویسنده : حسین نصیری |
IMG_20150129_131004.JPG


تاريخ : پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ | 20:55 | نویسنده : حسین نصیری |

برچسب‌ها: اطلاع رساني

تاريخ : پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ | 20:44 | نویسنده : حسین نصیری |
http://media.wisgoon.com/media/pin/images/o/2015/3/27/15/1427453263889163.jpg



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ | 1:7 | نویسنده : حسین نصیری |
image-455a390d7af6b2757d6ef9fd4ec37c55eac0c5172f3f2825d3452ae8ab648822-V.jpg

برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ | 0:46 | نویسنده : حسین نصیری |



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ | 0:34 | نویسنده : حسین نصیری |
سیزده بدر ، سال دگر
هیچ کس نباشد در به در
از عشق و مهر و عاطفه
قلبی نباشد بی اثر
خاموش و سرد و ناامید
هرگز نباشد یک نفر
هرگز نیفتد یک درخت
از ضربه ی سرد تبر
از جنگ و خونریزی ، زمین
خالی بماند سر به سر
هرگز نماند کودکی
بی سایه ی سبز پدر
تنها دلی که عاشق است
باشد به هر جا معتبر
از جان پاک عاشقان
باشد جدا شر و خطر
چشم انتظار هر آن که هست
آید عزیزش از سفر
بی غصه باشند مردمان
سال دگر سیزده بدر

پیشاپیش سیزده بدر مبارک..


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ | 0:17 | نویسنده : حسین نصیری |
معلمی از دانش آموزانش خواست "فواید گاو بودن" را بنویسند و نوشته ای که در زیر می خوانید تمام و کمال انشای آن دانش آموز است: با سلام خدمت معلم عزیزم..........

می خوای انشاء جالبشو بخونی ادامه مطلب رو کلیک کن


برچسب‌ها: سرگرمی

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ | 11:33 | نویسنده : حسین نصیری |

پادشاهی میخواست نخست وزیرش را انتخاب کند. چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند. آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید. اگر بتوانید مسئله را حل کنید میتوانید در را باز کنید و بیرون بیایید»پادشاه بیرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به کار کردند. نفر چهارم فقط در گوشه‌ای نشسته بود. آن سه نفر فکر کردند که او دیوانه است. او با چشمان بسته در گوشه‌ای نشسته بود و کاری نمی‌کرد.پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد، باز شد و بیرون رفت! و آن سه تن پیوسته مشغول کار بودند. آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد! که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته.وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «کار را بس کنید. آزمون پایان یافته. من نخست وزیرم را انتخاب کردم». آنان نتوانستند باور کنند و پرسیدند: «چه اتفاقی افتاد؟ او کاری نمی‌کرد، او فقط در گوشه‌ای نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل کند؟»مرد گفت: «مسئله‌ای در کار نبود. من فقط نشستم و نخستین سؤال و نکته اساسی این بود که آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه‌ای که این احساس را کردم فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملأ ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟ نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله‌ای وجود دارد، چگونه می‌توان آن را حل کرد؟ اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به عقب پرت خواهی شد و هرگز نجات نخواهی یافت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است»پادشاه گفت: «آری، راز در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن کردید؛ در همین جا نکته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می‌کردید نمی توانستید آن را حل کنید. این مرد، می‌داند که چگونه در یک موقعیت هشیار باشد. پرسش درست را او مطرح کرد»


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ | 1:2 | نویسنده : حسین نصیری |

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند…..در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،داستان کوتاهی تعریف کرد:یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۴ | 1:1 | نویسنده : حسین نصیری |


بولودلار سس چكيب آغلاشاندا گل
وردغين يارالار ساغلاشاندا گل
بو سويوخ محبت داغلاشاندا گل
گورسن كي من يوخام آختارما مني

بو غريب شهرده بوجاغلارا باخ
شعير دفتريمده وراغلارا باخ
اويمده تك به تك اوتاغلارا باخ
گورسن كي من يوخام آختارما مني


چكنده شكليمي گوزونده ياش چك
اونون يانيندا بير اوره يي داش چك
سنيله گزديغيم يرلره باش چك
گورسن كي من يوخام آختارما مني

اولجه ياديندا هاردا دانشد يخ؟
بير ذره كوزونن يانديخ آلشد يخ؟
گت همن يره كي اوردا تانشد يخ
گورسن كي من يوخام آختارما مني

آرزيلار آرازين اوچوب باشينا
اولوم بيردن بيره چخدي قارشينا
يازيبلار بو سوزي قيبر داشينا
گورسن كي من يوخام آختارما مني


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ | 11:44 | نویسنده : حسین نصیری |
متوجه گذر زمان در این چند قدم نشدم ... از کودکی تا بزرگسالی ... تا چشم بر هم زدم وارد دنیائی شدم که نه شباهتی به دنیای من دارد ... و نه اطرافیانم همان هم بازیهای صاف و سادۀ خودم هستند. می خواهم این چند قدم را به عقب برگردم اما حیف که نمیشود. جای جاده ی زندگی نوشته اند"دور زدن ممنوع


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 23:47 | نویسنده : حسین نصیری |
 
1.jpg

برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 21:31 | نویسنده : حسین نصیری |

1) سنگین‌تر از آسمان چیست؟ فرمود: تهمت به انسان بی‌گناه.

2) از زمین پهناورتر چیست؟ فرمود: دامنه حق که خدا همه جا هست و بر همه چیز مسلط است.

3) از دریا پهناورتر چیست؟ فرمود: قلب انسان قانع.

4) از سنگ سخت‌تر چیست؟ فرمود: قلب مردم منافق.

5) از آتش سوزان‌تر چیست؟ فرمود: رؤسای ستمکاری که ملت را به خود وامی‌گذارند و هیچ فکر تربیت آنها نیستند.

6) از زمهریر سردتر چیست؟ فرمود: حاجت بردن پیش مردم بخیل.

7) از زهر تلخ‌تر چیست؟ فرمود: صبر در برابر نادان‌ها.


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 1:43 | نویسنده : حسین نصیری |

دﺧﺘﺮﻱ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺑﺨﻮﻧﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﺁﺭﻭﻡ ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ: "ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺸﯿﻨﻢ؟" ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺖ: "ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ ﻧﻤﯿﺎﻡ"! ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﺘﺎﺑﺨﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﺪ . ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺖ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺷﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻭﺳﺎﯾﻠﺶ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﺪ ﺭﻓﺘﻮ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﭘﺴﺮ ﮔﻔﺖ: "ﻣﻦ ﺭﻭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺧﻮﻧﺪﻡ!ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺯﺩﻩ ﺑﺸﯽ" ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ: "ﺍﻭﻩ!۲۰۰ ﺗﻮﻣﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﺷﺐ؟ ﺯﯾﺎﺩﻩ"! . ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﻔﺮﺕ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﭘﺴﺮﮎ ﭼﺸﻤﮑﯽ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: "ﻣﻨﻢ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﯽ ﺧﻮﻧﻢ.ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ ﺭﻭ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ..


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 23:57 | نویسنده : حسین نصیری |
f6c11ccf5628d1bd9d0bbc644691473f_500.jpg


تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 17:48 | نویسنده : حسین نصیری |

آیا میدانید بعد از فوت شخص رشد موها تا چندین ماه متوقف نمیشود؟. آيا ميدانيد بعد از فوت تنها قسمت چپ مغز تا هفت دقیقه زنده میماند و تمام گذشته خود را بصورت یک خواب مرور میکند!...لا حول ولا قوة إلا بالله. ایامیدانید پس ازمرگ تنها عضوی ک تا ۳ روز زنده است گوش هست ب همین علت هنگام مرگ تلقیین خوانده میشود ، سبحان اله آایامیدانیدملک الموت حضرت عزرائیل؛در شبانه روز 360بار ب تو نگاه میکند؛ آیا میدانید که حضرت عزراءیل روزی۵بار وارد خانه شما میشود و به دیوار تکیه میدهد؟؟ و منتظر امر خداوند است برای قبض روحت؛پس سعی کن هنگامی که تو را تحت نظر دارد مرتکب معصیت نشوی؛در غیر این صورت چگونه با خداوند متعال تقابل خواهی کرد! حالا اگر سه بار استغفار کرده و این پیام رو به دیگران بفرستی عرض چند دقیقه میلیونها شخص استغفار میکنند ؛که مسبب خیرش تو هستی؛و این عمل باعث خشنودی خداوند میباشد!

مطمئنا شیطون نميذاره این پستو کپی کنی امروز میخواهیم تااخر شب حداقل2میلیون نفر به امام زمان سلام بفرستند السلام علیک یا صاحب الزمان عج به قدر ارادت ارسال کن


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 17:36 | نویسنده : حسین نصیری |

ﺑﺮﮔه امتحاني علی ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﻦ ﻣﻌﻠﻢ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺸﺖ. ﺍﺷﮏ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺑﯿﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩ... ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺭﯾﺎﺿﯽ : ﺳﻮﺍﻝ : ﯾﮏ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻬﯽ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﯾﺪ ؟ ﺟﻮﺍﺏ : ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﺎ . س : ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺗﻌﺪﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ج : ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﯿﻨﻪ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭﻡ ، ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻻ‌ﻋﻼ‌ﺝ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﻣﺎﺳﺖ . ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺍﺷﮑﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : س : ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﯿﺪ . ج : ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﯾﻌﻨﯽ ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮﺍﻥ ؛ ﺍﺻﻼ‌ ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﯼ ﮐﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻭ ﺗﻤﺠﯿﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﺍﻟﻬﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ. س : ﺧﺎﺻﯿﺖ ﺑﺨﺶ ﭘﺬﯾﺮﯼ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ج : ﻫﻤﺎﻥ ﺧﺎﺻﯿﺖ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻟﻪ ﺳﺎﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻓﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ . س: ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﻧﻘﻄﻪ ﭼﻪ ﺧﻄﯽ ﺍﺳﺖ ؟ ج: ﺧﻂ ﻓﻘﺮ ، ﮐﻪ ﺗﻮﻟﺪ ﻟﯿﻼ‌ ، ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺭﺍ ، ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﮔﺶ ﻣﺘﺼﻞ ﮐﺮﺩ ﺑﺮﮔﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﮐﻤﯽ ﺧﯿﺲ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻏﯿﺮ ﺧﻮﺍﻧﺎ ، ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺛﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ علی ﺑﻮﺩ. ﻣﻌﻠﻢ ﺭﯾﺎﺿﯽ ، ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺪﺍﺩ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﺗﺎ ﮐﺮﺩ ، ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ. علی ﺩﻡ در با ﺻﺪﺍﯼ ﻟﺮﺯﺍﻧﺶ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ : ﺁﻗﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ؟ گفتید ما هیچی نمیشیم . هیچی....!!


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 5:40 | نویسنده : حسین نصیری |

x7l8dtsa55gtob000u3x.jpg


برچسب‌ها: سرگرمی

تاريخ : جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ | 13:21 | نویسنده : حسین نصیری |

image-72bf3cfaf44ab6c1af45f96533d12fc28cd74fa8e3fd92988967d941557afa74-V.jpg


برچسب‌ها: سرگرمی

تاريخ : جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ | 1:15 | نویسنده : حسین نصیری |
کسی بی خبر آمد
<< مرا دست خودم داد >>
کسی مثل خودم غم
کسی مثل خودم شاد
کسی مثل پرستو در اندیشه پرواز
کسی بسته و آزاد
<< اسیر قفسی باز >>
کسی خنده کسی غم
کسی شادی و ماتم

کسی ساده / کسی صاف
کسی در هم و بر هم
کسی پر ز ترانه
<<کسی مثل خودم لال >>
<< کسی سرخ و رسیده >>
کسی سبز و کسی کال
<< کسی مثل تو ای دوست مرا یک شبه رویاند >>
کسی مرثیه آورد برای دل من خواند
<< من از خواب پریدم >>
شدم یک غزل زرد
و
یک شاعر غمگین مرا زمزمه می کرد ...


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ | 1:3 | نویسنده : حسین نصیری |

236x234_1423486060191942.jpg



تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 19:41 | نویسنده : حسین نصیری |

mmexport1384089834304.jpg



تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 15:14 | نویسنده : حسین نصیری |



تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 9:55 | نویسنده : حسین نصیری |

3wrned8aypa9tavtzkr3.jpg



تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 9:7 | نویسنده : حسین نصیری |


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | 17:32 | نویسنده : حسین نصیری |

 

ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ …
ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﺗﻮ ﺣﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ
ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻦ
ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ
ﻣﻮﻗﻊ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﻣﻮﻗﻊ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻣﯿﺪﻥ
ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﻣﺘﻨﻔﺮﻥ ” ﭼﺸﻢ” ﻣﯿﮕﻦ
ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﻣﻮﻗﻊ ﺗﯽ ﻭﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﭼﮏ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﻣﻮﻗﻊ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﭼﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ
ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭﻥ
ﻣﻮﻗﻊ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺧﻮﺍﺑﻦ
ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ
ﻭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍغت ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ !!!
ﯾﻨﯽ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ ﺑﻪ
ﺧﺪﺍ . ﻧﺨﻨﺪ ﺗﻮ ﺑﺪﺗﺮﯼ .. (((
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﻫﯿﭻ ﻗﻨﺎﺩﯼ ﻗﻨﺪ
ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻪ ! ؟
ﻫﯿﭻ ﻋﻄﺎﺭﯼ ﻋﻄﺮ ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻪ
ﻗﻬﻮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺩﺍﺭﻥ ﺟﺰ ﻗﻬﻮﻩ !


برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | 0:41 | نویسنده : حسین نصیری |
هرگز دنبال کسی نگرد که بتونی باهاش زندگی کنی بلکه دنبال کسی باش که بدونه اون نتونی زندگی کنی
برچسب‌ها: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ | 0:37 | نویسنده : حسین نصیری |
  • تهران
  • قالب وبلاگ